اولین عکس دو نفرتون
پسملی اومد خونه
درست بعد 21 روز بعد زایمانم روز 7 مهر 92 پسر گلم مرخص شد بعد کلی سختی شادی دوباره اومد به خونه ی ما و همه شادو شنگول خونمون منتظر بودن تا من وبابایی با امیر حسین خان بیایم خونه تا ترنم کنار تنها برادرش که از بدو خلقتشون با هم بودن اروم بگیره من که از خوشی ذوق مرگ بودم نمی دونستم چی کار کنم توی این مدت که پسرم نبودی همه چیز بهم ریخته بود بابا مهدی اعصابش عجیب خرد بود من کارم گریه بود همش از صبح کار ترنم بودم و هر بار که بهترنم شیر میدادم دلم می خواست تو هم کنارمون بود همش خودمومقصر می دونستم که کیسه اب پاره شده میومدم بیمارستان ببینمت وقتی بر میگشتم خونه تو ماشین همش گریه می کردم اولین بار وقتی بغلت کردم که بهمگفتن ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
12:30
اومدیم زود اومدیم اومدیم زود امدیم
سلام عزیزای دلم الان که می خوام این مطلب رو بنویسم ترنم عزیزم ,تربچه ی مامان بقلم خوابه و امیرخسینم شیر شاه کوچولوی من دور از مامان و باباش تو بیمارستان هست بمیرم واست مادر که از روزی که به دنیا اومدی نتونستم حسابی بغلت کنم روز 17 شهریور بود صبح حدود ساعت 11 از خواب پا شدم لپ تاپمو مثل همیشه روشن کردم رفتم یه چرخی زدم تو نی نی سایت و وبلاگ بقیه دوستان بعد پا شدم یه صبحونه ای خوردم چایی با نونو پنیر گردو بعدش باز اومدم نی نی سایت کارامو کردم عزیز اومد بالا یه سری زد وحالمو پرسید منم گفتم خوبم و رفت بابا مهدی زنگ زد قرار شد ساعت 3 همدیگرو کنار بیمارستان اراد ببینیم اخه عزیزای دلم من یه مرکز سونو گرافی تو خیابون بهار میرفتم اژانش اوم...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
15:22
سیسمونی با کلیییییییی بووووووووووووووووووووس
تخت خانمچه (ترنم جونم) تخت شازده پسر (امیر جونم) عروسک بچگی مامان که دایی جونش واسش از ترکیه خریده بود گهوارههاتون بیاید اینجارو ببینیم ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
8:03








